علم و تکنولوژی راه خودش رو پیدا می‌کنه

به طور اتفاقی یک سری عکس دیدم که در اون انسانهایی که از ظاهر اونها اینطور بر میاد که از قبایل آفریقا باشن دارن از تلفن همراه استفاده می‌کنن. البته چیز عجیبی نیست و اونها هم علی‌رغم اینکه زندگی قبیله‌ای دارن به جامعه جهانی پیوستن.

یک زن آفریقایی در حال کار با تلفن همراه - کنیا
یک زن آفریقایی در حال کار با تلفن همراه – کنیا
یک مرد از قبیله ماسایی در حال صحبت با تلفن همراه - کنیا
یک مرد از قبیله ماسایی در حال صحبت با تلفن همراه – کنیا
اسحاق مکالیا - بیست ساله - یک معلم - در حال بررسی موبایلش
اسحاق مکالیا – بیست ساله – یک معلم – در حال بررسی موبایلش

ما در زمانی زندگی می‌کنیم که تکنولوژی های ارتباطی و رسانه‌ها پشت هیچ دیواری منتظر نمی‌مونن و بی رحمانه جوامع رو فتح می‌کنن. ولی در همین دوران هستن هنوز کسایی که فکر می‌کنن می‌تونن با فیلتر و سانسور، جلوی اطلاع‌رسانی بایستن!

روزی برای ما سخت خواهد بود اینکه برای فرزندانمون و نوه‌هامون توضیح بدیم که «در زمان جوانی ما عده‌ای بودن که پول می‌گرفتن تا اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی رو فیلتر کنن!» در حالی که در همون روزگار کشورهای پیشرفته‌تر روز به روز اینترنت رو آزادتر و سریعتر می‌کردن تا دسترسی به منابع راحت‌تر باشه و علم با سرعت بیشتری پیشرفت کنه.

شاد باشید و به‌روز

فیلترینگ، اصرار بر آب در هاون کوبیدن

امروز داشتم به آمار بازدید همین وبلاگ تازه تاسیس نگاه می‌کردم. خیلی برام عجیب بود که حدود ۵۵ درصد از بازدیدکننده‌ها با آی‌پی آمریکا مراجعه کرده بودن. این یعنی اینکه ابزارهای رد شدن از فیلتر به یک پیش‌فرض استفاده از اینترنت تبدیل شده. البته امار بازدید وبلاگ من خیلی کم‌تر از اون هست که بشه بهش به چشم یک جامعه آماری واقعی نگاه کرد اما حدس می‌زنم که همین مشت نمونه‌ی خروار باشه! همین بهانه‌ای شد که تصمیم بگیرم این مطلب رو در مورد سیستم سانسور حاکم بر اینترنت بنویسم.

از سال ۱۳۸۱ فیلترینگ به صورت عملی بر روی اینترنت ایران اعمال شد و لیست صد و یازده هزار وب‌سایت هدف فیلترینگ قرار گرفت! از همون زمان شکل‌گیری این سیاست بازار جدیدی شکل گرفت برای دور زدن این محدودیت‌ها و این موضوع صحنه رو به یک رقابت بین فیلتر کننده و کاربر تبدیل کرد. آدم‌های حقیقی و حقوقی مختلف هم اظهار نظرهای خودشون رو در مورد این پدیده داشتن. به عنوان مثال سایت تابناک که یکی از سایت‌هایی بود که در صفحه سایت پیوندها براش تبلیغ شده بود نوشت:

با به کار گیری نرم‌افزار جدید فیلترینگ سایت‌های ضداخلاقی و متخلف کشور، صفحهٔ فیلترینگ این سایت‌ها نیز تغییر کرده‌است. این نرم‌افزار جدید فیلترینگ در راستای جنگ نرم و مقابله با توطئه‌های دشمنان کشور به خصوص در حوزهٔ سایبر صورت گرفته‌است و در نرم‌افزار جدید که بسیار هوشمند است تمام ترفندهای مختلف سایت‌های ضد انقلاب و ضد اخلاقی در نظر گرفته شده‌است.

اما به نظر من صرف نظر از اینکه فیلترینگ نقض آزادی و حریم خصوصی کاربران هست و با فرض اینکه همه‌ی دولت‌های دنیا در لایه‌های زیرساختی همیشه سعی در شنود اطلاعات داشتن و دارن، این ماجرای فیلترینگ باگ‌های منطقی جدی‌ای داره، مهم‌ترین‌ش اینکه هزینه داره و کارایی نداره.

من و شما توی شبکه‌های اجتماعی و در بین مردم توی دنیای واقعی زندگی می‌کنیم و می‌بینیم محتواهایی که دست به دست می‌شه. اگر این سانسور سودمند بود شاهد این موضوع نبودیم. دقیقا ماجرا مثل این می‌مونه که ما یک دزدگیر روی خونه‌مون نصب کنیم با هزینه‌ی ماهی صدمیلیون تومن! بعد هر روز هم بیایم خونه و ببینیم دزد همه‌ی وسایل رو برده! یک آدم عاقل قطعا دیگه از ماه‌های بعد هزینه‌ی گزاف این دزدگیر رو پرداخت نخواهد کرد.

ما هر ساله داریم کلی بودجه هزینه می‌کنیم برای سیستمی که دیگه حتا نمی‌تونه جلو کم سن و سال‌ترین کاربران اینترنت رو بگیره.

یا ادعا شد که موفق شدند روی شبکه‌ی اجتماعی اینستاگرام فیلترینگ هوشمند انجام بدن! -بگذریم از این‌که واقعا تعریف دوستان از هوشمند چی هست- بعد اعلام شد که اینستاگرام سرویس‌ش رو به پروتکل HTTPS منتقل کرده و باعث بروز مشکل در سیستم فیلترینگ هوشمند شده!

بدترین چیز در مورد سانسور این است که ...

اینجا واقعا می‌شه گفت هنوز توسعه دهنده‌گان این پروژه به هوشمندی نرسیدند، چطور می‌تونن یک پروژه هوشمند رو پیش ببرن؟ یک زمانی من یک ایده تجاری داشتم مبتنی بر ربات های تلگرام! اما با یک حساب سرانگشتی به این نتیجه رسیدم که از اونجایی که هر لحظه احتمال فیلتر شدن تلگرام هم هست اگر روی این پروژه وقت بذارم ممکنه سانسورچی با چند کلیک نتایج زحماتم رو به باد بده، در نتیجه پروژه رو کنار گذاشتم. سوال اینجاست که قبل از اینکه دوستان ما در موتورخونه‌ی فیلترینگ، هزینه و نیروی انسانی و منابع رو توی همچین پروژه‌ای هدر بدن چطور فکر این رو نکردن که اگر یک «S» به انتهای پروتکل اضافه بشه پروژه به هیچ دردی نمی‌خوره؟

حالا که این فیلترینگ در عین ناکارآمدی و هزینه‌بر بودن باعث نارضایتی کاربران اینترنت هم می‌شه آیا واقعا پافشاری بر این اشتباه خودش اشتباه دیگه‌ای نیست؟ ماجرا زمانی خنده‌دارتر می‌شه که هدف‌هایی رو تعیین می‌کنن که اصلا مشکل فلسفی داره. به عنوان مثال «اینترنت ملی». این واژه همون‌قدر خنده‌دار هست که مثلا اگر بگیم «سازمان ملل ملی» خنده‌دار خواهد بود.

گاهی فکر می‌کنم زمانی که دکتر سیاوش شهشهانی می‌خواستن اینترنت رو به این کشور بیارن، اگر دوستان می‌دونستن اینترنت چی هست شاید اینترنت هم سرنوشتی مثل دستگاه‌های ویدئو VHS در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ یا ماهواره در دهه اخیر رو داشت.

هیچ‌کس موافق این نیست که محتوای جنسی، خشونت و مطالبی از این دست باید در اختیار همه افراد با هر سن و سالی قرار بگیره، اما راه حل منطقی از دم تیغ گذروندن همه‌ی سایت‌ها و سرویس‌ها نیست.

داشتن حریم خصوصی حق همه‌ست.

سایت لیست امید فیلتر شد

خیلی دوست داشتم یک مطلب در مورد لیست امید بنویسم. اما فکر می‌کردم دیگه چندان ضرورتی نداره! اما امروز بطور خیلی اتفاقی دیدم که سایت‌شون بالا نمیاد. چک کردم دیدم با پروکسی بالا میاد! یک nslookup تکلیف همه چی رو روشن کرد:

لیست امید حرکتی بود که نشون داد در هر شهری چه فضایی حاکم هست و واقعا شاید این پدیده جا داشته باشه که از نگاه جامعه‌شناسی بررسی بشه. اما گذشته از این‌ها جذابیت‌ش برای من از این جهت بود که از لحاظ فنی سایت بسیار خوبی داشتن به چند دلیل:

تاحالا این همه چیز خوب رو توی یک پروژه سیاسی در کشور ندیده بودم. اما ظاهرا اگر ما یک سایت داشته باشیم که توش یک  لیست از کاندیداهای انتخابات باشه و یک آمار ارائه بشه، اون سایت می‌تونه ما رو گمراه کنه پس باید به لیست احمقانه‌ی فیلترینگ اضافه بشه! می‌دونید که این فیلترینگ ها بخاطر خودمونه!

پی‌نوشت:
حالا که یک دولت نسبتا معقولی کشور رو اداره می‌کنه شاید بد نباشه یک کمپین «درخواست رفع فیلترینگ‌های احمقانه از وزیر ارتباطات» توسط اهالی وب راه بیفته.

نوروز امسال سبز تر از هرسال

سلام دوستان، این اولین مطلب من هست بعد از سالها دوری از وبلاگ‌نویسی. خیلی خوشحالم که دوباره نوشتن رو شروع کردم :).

فکر کردم بد نباشه حالا که نزدیک به عید نوروز هست و کم‌کم خانواده‌های دوست داشتنی ایرانی آماده می‌شن برای برگزاری آداب و رسوم عید یک نکته مهم رو یادآوری کنم.

یکی از رسوم نوروز ایرانی تهیه سبزه هست. سبزه معمولا از جوانه زدن و سبز شدن حبوبات به دست میاد و متاسفانه در روز سیزدهم فروردین دور ریخته می‌شه! سرشماری نفوس و مسکن برگزار شده در سال 90 می‌گه ما تقریبا بیست میلیون خانوار داریم. هر خانوار اگر فقط صد گرم گندم صرف تهیه سبزه عید بکنه نتیجه وحشتناکه. دو میلیون کیلو گندم!!! دو هزار تُن گندم!!! شاید بگید خب همه‌ این 20 میلیون خانوار سبزه تهیه نمی کنن. باشه قبول! اما این رو بذارید کنار اون کسانی که دست به تولید انبوه می‌زنن و به قصد فروش تعداد زیاد تولید می‌کنن، پس عدد دور از ذهنی نیست.

قسمت دیگه‌ای از این ماجرای تراژیک اینه که ما یک کشور کم آب هستیم و اصلا تولید محصولی مثل گندم برامون صرفه اقتصادی نداره! اما سیاست‌های کلان کشور بر این مبناست که گندم کالای استراتژیک هست و ما باید در تولیدش خودکفا باشیم. حالا که یک چیزی اینقدر داره برامون گرون تموم می‌شه یک انسان معقول باید سعی کنه کمتر دور ریز داشته باشه.

از طرفی در حال حاضر که دنیا با چالش آب مواجه هست مفهومی مطرح هست به اسم «آب پنهان». این مفهوم به ما می گه که یک محصول برای تولید یا فرآوری به چه مقدار آب نیاز داشته. به طور مثال برای تولید یک لیوان شیر 200 لیتر یا برای صد گرم سیب‌زمینی 70 لیتر آب مصرف می شه. شاید براتون جالب باشه که بدونید برای یک فنجان قهوه 140 لیتر آب مصرف شده! حالا همین مفهوم به ما می‌گه که برای یک کیلو گندم 1300 لیتر آب مصرف می شه. اگر این مقدار رو در اون دو میلیون کیلو گندم ضرب کنیم یعنی ما هر سال سیزدهم فروردین دو هزار تُن گندم و دو میلیارد و ششصد میلیون لیتر آب رو دور می‌ریزم!

چمن عروساما خب سبزه‌ی عید هم چیز دوست داشتنی و نستالژیکی هست و سرسبزی سر سفره هفت‌سین یک حس طراوت به آدم می‌ده، نمی‌شه به سادگی ازش گذشت! یک پیشنهاد خوب براتون دارم. یک گیاه هست به اسم «چمن عروس» که واقعا قشنگه و من خیلی دوست‌ش دارم. می‌تونید اون رو جایگزین سبزه کنید :). هم می تونید سال‌های سال نگهش دارید و با حرس کردن بهش شکل بدید و از داشتن‌ش لذت ببرید.

من تصمیم دارم امسال این کار رو انجام بدم. امیدوارم شما هم خوش‌تون اومده باشه و همین کار رو انجام بدید تا هم در مصرف آب و هم در مصرف گندم و سایر حبوبات صرفه‌جویی کرده باشیم. درسته که اون مقدار آبی که در مصرف خانگی هدر می‌ره مقدار ناچیزی از هدررفت آب در کشور هست و دولت باید با مدیریت منابع و توسعه کشاورزی و صنعت مبتنی بر علم جلوی اسراف صنعتی و کشاورزی رو بگیره، اما این چیزی از مسئولیت ما در قبال همین مصرف های جزئی کم نمی‌کنه و ما هم باید یک کاری بکنیم.

دولت جان؛ لطفا چند درصد از اون همتی که صرف فیلتر کردن اینترنت و محدود کردن دنیای ما می‌کنی رو صرف چیزهای خوب‌تر کن 🙂

شاد و سرسبز باشید.