اوبونتو: سنجاب مهمان‌نواز به کامپیوترهای ما میاد

اوبونتو توزیعی هست که من باهاش وارد دنیای لینوکس شدم و هنوز هم علی‌رغم اینکه توزیع‌های متنوعی رو امتحان کردم سیستم عامل مورد استفاده و محبوبم مونده. من بر اساس یک عادت قدیمی فقط نسخه‌های LTS این توزیع رو نصب می‌کنم و این یعنی اینکه از آخرین باری که سیستم عاملم رو نصب کردم تا امروز ۲ سال می‌گذره. دو سال پیش «بُز قابل اعتماد» به کامپیوتر من اومد و تا امروز همراهم بود و حالا «سنجاب آفریقاییِ مهمان‌نواز».

اگر توضیحات بالا براتون مفهوم نیست اجازه بدید یکم توضیح بدم:

سیستم عامل گنو/لینوکس تحت توزیع‌های مختلفی منتشر می‌شه. یعنی چی؟ یعنی اینکه شرکتها و آدمهای زیادی در دنیا، از هستهٔ آزاد گنو/لینوکس استفاده کردن و ابزارها، نرم‌افزارها، تنظیمات و چیزهای مختلفی رو بصورت سفارشی بهش اضافه کردن و یک «توزیع» به وجود آوردن. اوبونتو یکی از اون توزیع‌هاست. اوبونتو در آپریل و اکتبر هرسال یک ورژن جدید می‌ده. نسخه‌هایی که در آپریل سالهای زوج منتشر می‌شه بصورت طولانی مدت پشتیبانی می‌شه که بهشون «LTS» می‌گیم. به این معنی که برای دسکتاپ ۳ سال و برای سرور ۵ سال پشتیبانی رسمی می‌شن و سایر ورژنها پشتیبانی‌شون کوتاه مدت (یکساله) هست. اسم نسخه‌های اوبونتو شامل اسم یک حیوان و یک صفت برای اون حیوان هست که هر دو با یکی از حروف الفبا شروع می‌شن. مثل نسخهٔ فعلی که Xenial Xerus هست. این حروف الفبا هم در هر نسخه جلو می‌ره. مثلا نسخه فعلی با X شروع شده و نسخهٔ بعدی با Y خواهد بود.

xenial-xerus ubuntu 16.04

و حالا اوبونتو ۱۶.۰۴ با نام سنجاب آفریقایی مهمان‌نواز (Xenial Xerus) منتشر شده تا چند سال مهمان کامپیوترهای ما باشه و طعم آزادی رو باهاش بچشیم (:

شاد باشید و آزاد

پی‌نوشت:
نکته‌ای که در مورد بعضی ترجمه‌های فارسی این توزیع دیدم این بود که این توزیع رو «موش خرمای مهمان‌نواز» ترجمه کرده بودن که فکر می‌کنم اشتباه باشه.

فیلترینگ، اصرار بر آب در هاون کوبیدن

امروز داشتم به آمار بازدید همین وبلاگ تازه تاسیس نگاه می‌کردم. خیلی برام عجیب بود که حدود ۵۵ درصد از بازدیدکننده‌ها با آی‌پی آمریکا مراجعه کرده بودن. این یعنی اینکه ابزارهای رد شدن از فیلتر به یک پیش‌فرض استفاده از اینترنت تبدیل شده. البته امار بازدید وبلاگ من خیلی کم‌تر از اون هست که بشه بهش به چشم یک جامعه آماری واقعی نگاه کرد اما حدس می‌زنم که همین مشت نمونه‌ی خروار باشه! همین بهانه‌ای شد که تصمیم بگیرم این مطلب رو در مورد سیستم سانسور حاکم بر اینترنت بنویسم.

از سال ۱۳۸۱ فیلترینگ به صورت عملی بر روی اینترنت ایران اعمال شد و لیست صد و یازده هزار وب‌سایت هدف فیلترینگ قرار گرفت! از همون زمان شکل‌گیری این سیاست بازار جدیدی شکل گرفت برای دور زدن این محدودیت‌ها و این موضوع صحنه رو به یک رقابت بین فیلتر کننده و کاربر تبدیل کرد. آدم‌های حقیقی و حقوقی مختلف هم اظهار نظرهای خودشون رو در مورد این پدیده داشتن. به عنوان مثال سایت تابناک که یکی از سایت‌هایی بود که در صفحه سایت پیوندها براش تبلیغ شده بود نوشت:

با به کار گیری نرم‌افزار جدید فیلترینگ سایت‌های ضداخلاقی و متخلف کشور، صفحهٔ فیلترینگ این سایت‌ها نیز تغییر کرده‌است. این نرم‌افزار جدید فیلترینگ در راستای جنگ نرم و مقابله با توطئه‌های دشمنان کشور به خصوص در حوزهٔ سایبر صورت گرفته‌است و در نرم‌افزار جدید که بسیار هوشمند است تمام ترفندهای مختلف سایت‌های ضد انقلاب و ضد اخلاقی در نظر گرفته شده‌است.

اما به نظر من صرف نظر از اینکه فیلترینگ نقض آزادی و حریم خصوصی کاربران هست و با فرض اینکه همه‌ی دولت‌های دنیا در لایه‌های زیرساختی همیشه سعی در شنود اطلاعات داشتن و دارن، این ماجرای فیلترینگ باگ‌های منطقی جدی‌ای داره، مهم‌ترین‌ش اینکه هزینه داره و کارایی نداره.

من و شما توی شبکه‌های اجتماعی و در بین مردم توی دنیای واقعی زندگی می‌کنیم و می‌بینیم محتواهایی که دست به دست می‌شه. اگر این سانسور سودمند بود شاهد این موضوع نبودیم. دقیقا ماجرا مثل این می‌مونه که ما یک دزدگیر روی خونه‌مون نصب کنیم با هزینه‌ی ماهی صدمیلیون تومن! بعد هر روز هم بیایم خونه و ببینیم دزد همه‌ی وسایل رو برده! یک آدم عاقل قطعا دیگه از ماه‌های بعد هزینه‌ی گزاف این دزدگیر رو پرداخت نخواهد کرد.

ما هر ساله داریم کلی بودجه هزینه می‌کنیم برای سیستمی که دیگه حتا نمی‌تونه جلو کم سن و سال‌ترین کاربران اینترنت رو بگیره.

یا ادعا شد که موفق شدند روی شبکه‌ی اجتماعی اینستاگرام فیلترینگ هوشمند انجام بدن! -بگذریم از این‌که واقعا تعریف دوستان از هوشمند چی هست- بعد اعلام شد که اینستاگرام سرویس‌ش رو به پروتکل HTTPS منتقل کرده و باعث بروز مشکل در سیستم فیلترینگ هوشمند شده!

بدترین چیز در مورد سانسور این است که ...

اینجا واقعا می‌شه گفت هنوز توسعه دهنده‌گان این پروژه به هوشمندی نرسیدند، چطور می‌تونن یک پروژه هوشمند رو پیش ببرن؟ یک زمانی من یک ایده تجاری داشتم مبتنی بر ربات های تلگرام! اما با یک حساب سرانگشتی به این نتیجه رسیدم که از اونجایی که هر لحظه احتمال فیلتر شدن تلگرام هم هست اگر روی این پروژه وقت بذارم ممکنه سانسورچی با چند کلیک نتایج زحماتم رو به باد بده، در نتیجه پروژه رو کنار گذاشتم. سوال اینجاست که قبل از اینکه دوستان ما در موتورخونه‌ی فیلترینگ، هزینه و نیروی انسانی و منابع رو توی همچین پروژه‌ای هدر بدن چطور فکر این رو نکردن که اگر یک «S» به انتهای پروتکل اضافه بشه پروژه به هیچ دردی نمی‌خوره؟

حالا که این فیلترینگ در عین ناکارآمدی و هزینه‌بر بودن باعث نارضایتی کاربران اینترنت هم می‌شه آیا واقعا پافشاری بر این اشتباه خودش اشتباه دیگه‌ای نیست؟ ماجرا زمانی خنده‌دارتر می‌شه که هدف‌هایی رو تعیین می‌کنن که اصلا مشکل فلسفی داره. به عنوان مثال «اینترنت ملی». این واژه همون‌قدر خنده‌دار هست که مثلا اگر بگیم «سازمان ملل ملی» خنده‌دار خواهد بود.

گاهی فکر می‌کنم زمانی که دکتر سیاوش شهشهانی می‌خواستن اینترنت رو به این کشور بیارن، اگر دوستان می‌دونستن اینترنت چی هست شاید اینترنت هم سرنوشتی مثل دستگاه‌های ویدئو VHS در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ یا ماهواره در دهه اخیر رو داشت.

هیچ‌کس موافق این نیست که محتوای جنسی، خشونت و مطالبی از این دست باید در اختیار همه افراد با هر سن و سالی قرار بگیره، اما راه حل منطقی از دم تیغ گذروندن همه‌ی سایت‌ها و سرویس‌ها نیست.

داشتن حریم خصوصی حق همه‌ست.

اگر برنامه‌نویس یا ادمین سیستم هستید یک نظر سنجی منتظر شماست

همونطور که می‌دونید ما در کشورمون در مورد خیلی از چیزها هیچ آمار رسمی نداریم یا اصلا آمار نداریم. شاید چون برای دولت دونستن خیلی از آمارها مهم نیست یا شاید حتا به نفع‌ش هم باشه که بعضی از آمار ها در دسترس نباشه! مجموعه‌های خصوصی هم تا حالا به سمت تهیه آمار و گزارش نرفتن یا اگر مجموعه غیر دولتی هست که کارهای آماری می‌کنه من ازش بی اطلاعم.

اما حالا جادی در این روزهای آخر سال ۹۴ یک نظر سنجی فراهم کرده برای بررسی نوع کار، مزایای شغلی، تکنولوژی‌های مورد استفاده، حقوق و بعضی رفتارهای شغلی و شخصی قشر برنامه‌نویس‌ها و مدیر سیستم‌ها. نکته‌ی مهم‌ش اینه که قراره نتایج این نظرسنجی رو بصورت آزاد در اختیار همه بذاره و این خوبه. آمار ها و اطلاعات باید آزاد باشن. لیست دارایی های شخصیت‌های سیاسی جزء چیز های یواشکی و محرمانه نباید باشه اگر ما قراره یک جامعه مدرن‌تر داشته باشیم (:

خیلی از استارت‌آپ‌های دنیا مبتنی بر استفاده و گزارش‌گیری از اطلاعات هست. اگر یک کسی ایده داره که یک برنامه بنویسه که نزدیک‌ترین کارواش رو مثلن به شما معرفی کنه درستش اینه که یک دیتابیسی از مشاغل توسط اتحادیه‌ها از طریق یک API معقول در دسترس توسعه دهنده‌ها باشه. بگذریم، من توی این نظر سنجی شرکت کردم و از شما هم دعوت می‌کنم شرکت کنید و از دوستان‌تون هم بخواید توی این نظرسنجی شرکت کنن تا آمار به دست اومده حاصل یک جامعه آماری وسیع و قابل اتکا باشه. (توضیحات خود جادی در مورد نظرسنجی)

از جادی هم تشکر می‌کنم بابت این‌که خیلی وقت‌ها به ما یادآوری می‌کنه که چه کارهای ساده و خوبی می‌شه انجام داد. ممنون جادی (:

پی‌نوشت:
من رای می‌دم، اگر براتون مهمه که به کی ؟ به اصلاح‌طلب‌ها رای میدم. به نظرم مجلسی که با دولت همراه باشه و البته منتقد و منصف هم باشه برای آینده‌ی کشور بهتره. از طرفی این نظر شخصی من هست و ممکنه اشتباه کرده باشم. پس شما هم خودتون تحقیق کنید و به هر کسی که خواستید رای بدید (:

شاد و سرسبز باشید.