سیزده هزار! صفحه اطلاعات از تفنگداران دریایی آمریکا

امروز یک خبر خوندم که مدعی شده بود از تفنگداران بازداشت‌شده‌ی آمریکایی سیزده هزار صفحه! اطلاعات جمع‌آوری شده. عدد عجیبی بود. فکر کردم خوبه که یک بررسی عددی انجام بدم.

به گفته خبرگزاری ها روز ۲۲ دی‌ماه ساعت ۱۶:۳۰، ۱۰ تفنگ‌دار آمریکایی دستگیر و در ساعت ۱۳:۳۰ روز بعد آزاد شدن. یعنی حدودا ۲۱ ساعت. با سرچ یک سایت پیدا کردم که توش می‌تونستم سرعت تایپ خودم رو اندازه بگیرم که بخاطر شغلم -برنامه‌نویسی- نسبتا بالاست. موفق شدم در هر دقیقه ۶۰ کلمه تایپ کنم.

اگر ۱۰ نفر ۲۱ ساعت بدون استراحت مشغول تایپ کردن اطلاعات باشن و در هر دقیقه ۱۰۰ کلمه تایپ کنن می‌شه یک میلیون و دویست و شصت‌هزار کلمه.

باز هم سرچ کردم ببینم چطور می‌شه این تعداد کلمات رو به صفحه تبدیل کرد. یک سایت پیدا کردم که مبتنی بر فونت و اندازه‌ی فونت محاسبه می‌کنه که یک تعداد کلمه توی چند صفحه جا می‌شه. بر مبنای فونت اریال سایز ۱۲ می‌شد ۱۹۲۰ صفحه. این عدد خیلی با عدد اعلام شده فاصله داره. حتا اگر فونت رو بزرگ‌تر کنیم باز هم خیلی با عدد بیان شده فاصله داره!

بعضی‌ها هم در دفاع از این عدد گفته بودن که این عدد فقط شامل اطلاعات بازجویی نیست و اطلاعات GPS و لپ‌تاپ و تجهیزات‌شون هم بوده. اینجوری ۱۳ هزار صفحه منطقی‌تر به نظر می‌رسه ولی ما می‌شیم بنیان‌گزار بیان مقدار داده‌های دیجیتال در مبنای صفحه!

فیلترینگ، اصرار بر آب در هاون کوبیدن

امروز داشتم به آمار بازدید همین وبلاگ تازه تاسیس نگاه می‌کردم. خیلی برام عجیب بود که حدود ۵۵ درصد از بازدیدکننده‌ها با آی‌پی آمریکا مراجعه کرده بودن. این یعنی اینکه ابزارهای رد شدن از فیلتر به یک پیش‌فرض استفاده از اینترنت تبدیل شده. البته امار بازدید وبلاگ من خیلی کم‌تر از اون هست که بشه بهش به چشم یک جامعه آماری واقعی نگاه کرد اما حدس می‌زنم که همین مشت نمونه‌ی خروار باشه! همین بهانه‌ای شد که تصمیم بگیرم این مطلب رو در مورد سیستم سانسور حاکم بر اینترنت بنویسم.

از سال ۱۳۸۱ فیلترینگ به صورت عملی بر روی اینترنت ایران اعمال شد و لیست صد و یازده هزار وب‌سایت هدف فیلترینگ قرار گرفت! از همون زمان شکل‌گیری این سیاست بازار جدیدی شکل گرفت برای دور زدن این محدودیت‌ها و این موضوع صحنه رو به یک رقابت بین فیلتر کننده و کاربر تبدیل کرد. آدم‌های حقیقی و حقوقی مختلف هم اظهار نظرهای خودشون رو در مورد این پدیده داشتن. به عنوان مثال سایت تابناک که یکی از سایت‌هایی بود که در صفحه سایت پیوندها براش تبلیغ شده بود نوشت:

با به کار گیری نرم‌افزار جدید فیلترینگ سایت‌های ضداخلاقی و متخلف کشور، صفحهٔ فیلترینگ این سایت‌ها نیز تغییر کرده‌است. این نرم‌افزار جدید فیلترینگ در راستای جنگ نرم و مقابله با توطئه‌های دشمنان کشور به خصوص در حوزهٔ سایبر صورت گرفته‌است و در نرم‌افزار جدید که بسیار هوشمند است تمام ترفندهای مختلف سایت‌های ضد انقلاب و ضد اخلاقی در نظر گرفته شده‌است.

اما به نظر من صرف نظر از اینکه فیلترینگ نقض آزادی و حریم خصوصی کاربران هست و با فرض اینکه همه‌ی دولت‌های دنیا در لایه‌های زیرساختی همیشه سعی در شنود اطلاعات داشتن و دارن، این ماجرای فیلترینگ باگ‌های منطقی جدی‌ای داره، مهم‌ترین‌ش اینکه هزینه داره و کارایی نداره.

من و شما توی شبکه‌های اجتماعی و در بین مردم توی دنیای واقعی زندگی می‌کنیم و می‌بینیم محتواهایی که دست به دست می‌شه. اگر این سانسور سودمند بود شاهد این موضوع نبودیم. دقیقا ماجرا مثل این می‌مونه که ما یک دزدگیر روی خونه‌مون نصب کنیم با هزینه‌ی ماهی صدمیلیون تومن! بعد هر روز هم بیایم خونه و ببینیم دزد همه‌ی وسایل رو برده! یک آدم عاقل قطعا دیگه از ماه‌های بعد هزینه‌ی گزاف این دزدگیر رو پرداخت نخواهد کرد.

ما هر ساله داریم کلی بودجه هزینه می‌کنیم برای سیستمی که دیگه حتا نمی‌تونه جلو کم سن و سال‌ترین کاربران اینترنت رو بگیره.

یا ادعا شد که موفق شدند روی شبکه‌ی اجتماعی اینستاگرام فیلترینگ هوشمند انجام بدن! -بگذریم از این‌که واقعا تعریف دوستان از هوشمند چی هست- بعد اعلام شد که اینستاگرام سرویس‌ش رو به پروتکل HTTPS منتقل کرده و باعث بروز مشکل در سیستم فیلترینگ هوشمند شده!

بدترین چیز در مورد سانسور این است که ...

اینجا واقعا می‌شه گفت هنوز توسعه دهنده‌گان این پروژه به هوشمندی نرسیدند، چطور می‌تونن یک پروژه هوشمند رو پیش ببرن؟ یک زمانی من یک ایده تجاری داشتم مبتنی بر ربات های تلگرام! اما با یک حساب سرانگشتی به این نتیجه رسیدم که از اونجایی که هر لحظه احتمال فیلتر شدن تلگرام هم هست اگر روی این پروژه وقت بذارم ممکنه سانسورچی با چند کلیک نتایج زحماتم رو به باد بده، در نتیجه پروژه رو کنار گذاشتم. سوال اینجاست که قبل از اینکه دوستان ما در موتورخونه‌ی فیلترینگ، هزینه و نیروی انسانی و منابع رو توی همچین پروژه‌ای هدر بدن چطور فکر این رو نکردن که اگر یک «S» به انتهای پروتکل اضافه بشه پروژه به هیچ دردی نمی‌خوره؟

حالا که این فیلترینگ در عین ناکارآمدی و هزینه‌بر بودن باعث نارضایتی کاربران اینترنت هم می‌شه آیا واقعا پافشاری بر این اشتباه خودش اشتباه دیگه‌ای نیست؟ ماجرا زمانی خنده‌دارتر می‌شه که هدف‌هایی رو تعیین می‌کنن که اصلا مشکل فلسفی داره. به عنوان مثال «اینترنت ملی». این واژه همون‌قدر خنده‌دار هست که مثلا اگر بگیم «سازمان ملل ملی» خنده‌دار خواهد بود.

گاهی فکر می‌کنم زمانی که دکتر سیاوش شهشهانی می‌خواستن اینترنت رو به این کشور بیارن، اگر دوستان می‌دونستن اینترنت چی هست شاید اینترنت هم سرنوشتی مثل دستگاه‌های ویدئو VHS در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ یا ماهواره در دهه اخیر رو داشت.

هیچ‌کس موافق این نیست که محتوای جنسی، خشونت و مطالبی از این دست باید در اختیار همه افراد با هر سن و سالی قرار بگیره، اما راه حل منطقی از دم تیغ گذروندن همه‌ی سایت‌ها و سرویس‌ها نیست.

داشتن حریم خصوصی حق همه‌ست.

ترانه هفته: شام – لنا شمامیان

برنامه داشتم که ترانه هفته رو چهارشنبه‌های هر هفته منتشر کنم ولی به خاطر ترافیک کاری این هفته با کمی تاخیر آماده شد. از دوستانی هم که به من ترانه‌های زیبا معرفی کردن برای این هفته خیلی ممنونم.

ترانه‌ای که این هفته خیلی به گوش دادنش مشغول بودم یک موزیک عربی بود به نام «شآم» از «لنا شمامیان». «لنا» یک خواننده اهل سوریه با اصالت ارمنی‌ست که در «موسسه عالی موسیقی دمشق» تحصیلات‌ش رو در زمینه موسیقی کلاسیک دنبال کرده. به نظرم سبک اجراش مخصوصا در این ترانه‌ (شآم) بسیار احساسی و شورانگیز هست.

در ترانه‌ی «شام» موضوع شعر سرزمین شام ، سرزمین مادری خواننده هست. متن شعر هم خیلی مغازله‌گونه هست در توصیف و در گفتگوی با وطنش. شعر این ترانه به شکلی هست که باید در خود زبان عربی فهمیده بشه و شاید ترجمه‌ی اون خیلی مفاهیم رو منتقل نکنه. اما برای نمونه به ترجمه‌ی قسمتی از شعر اشاره می کنم:

و چشمانم از خیره شدن به زیباییش به آسمان میرود در حالی که تسبیح خالق و مبدع و نقاش‌ش را میگوید و این تکه سنگ خارایی‌ست که عاشق بوی یاسمین شد و شکفت! پونه و ریحان و مش و عنبر بر روی صحنه‌ای شوریدند و به رنگ سبز درش آوردند. هلال ماه بلندتر شد و به زیباییش افزود. اذانی که با نام خالقش تکبیر گفت و صدای ناقوس کلیساها نیز اضافه می‌شود و صدای نمازی که در آن روح پاک میشود. جای جایی که از بوی بخور آکنده‌ست و هر قلب سنگ شده‌ای را زیبا میکند. شام (اسم قدیم دمشق) شما دختر من و مادر من هستی و کودکی من را در آغوش گرفته‌ای … .

گوش کنید و لذت ببرید و شاد باشید.

شآم

[ دانلود MP3 ]

پی‌نوشت:
اگر موسیقی‌ای به نظرتون زیباست از طریق mindfs.com روی جیمیل به من هم معرفی کنید (:

ویرایش:
لینک دانلود اضافه شد.

لینوکس همه‌فن حریف: مدیریت ssh سرورها با کمی بش اسکریپت

شاید شما هم سرورهای لینوکسی زیادی رو داشته باشید که برای کارهای مختلف به اون‌ها SSH می‌کنید. کار سختی نیست ولی اگر ابزاری باشه که کارمون رو راحت‌تر کنه دنیا جای بهتری برای زندگی خواهد بود. امروز دوست داشتم یک کار مفید و فان انجام بدم. این شد که دست به کد شدم و یک ابزار برای خودم نوشتم. شاید اگر سرچ می‌کردم ابزار های بهتر و قدرت‌مندتری هم پیدا می‌کردم ولی اون‌وقت دیگه ماجرا فان نبود.

 اسکرین شات از جامپ

خب؛ صورت مسئله اینه که من یک چیزی می خوام که لیست سرورها و پورت‌های SSH رو توی خودش نگه داره و من رو خیلی سریع به اون‌ها وصل کنه. اسم پروژه‌م رو گذاشتم jump که می‌تونید روی گیت‌هاب کامل‌ش رو ببینید. اما یکم در مورد قسمت‌های مهم‌ش توضیح می‌دم.

نمونه لاگین با جامپ

توی قسمت زیر بررسی کردم که اگر فایل کانفیگ توی شاخه home من وجود نداشت با یک سری توضیح و یک مثال ایجادش کنه و فایل ایجاد شده رو با ادیتور متنی پیش‌فرض سیستم باز کنه تا کاربر بتونه اطلاعات مورد نیاز خودش رو در اون وارد کنه و به عبارتی کانفیگ اولیه برنامه رو پیکربندی کنه.

توی این تیکه از کد لیست سرورها رو خوندم و ریختم توی یک متغیر و به کمک whiptail که یک ابزار تولید دیالوگ‌باکس های گرافیکی تحت shell script هست یک محیط گرافیکی درست کردم که کاربر می‌تونه سرورهاش رو ببینه و تیک بزنه که به کدوم می‌خواد وصل بشه.

قدم بعدی اینه که ببینیم کدوم سرور رو انتخاب کرده و بهش SSH بزنیم که این کار رو به وسیله کد زیر انجام دادم.

و نتیجه این شد که الان ابزاری دارم که خیلی راحت می‌تونه کانکشن‌های SSH من رو مدیریت کنه و کاملا می‌دونم چجوری کار می‌کنه و هر وقت نیاز به توسعه یا تغییر داشته باشه خیلی راحت قابل انجامه. مهم‌تر از اون این‌که اینطور کارها تجربه و دانش آدم رو افزایش می‌ده.

شما هم دست به کد بشید چیزهایی تولید کنید که کارهای روزانه‌تون رو راحت‌تر و بهتر کنه. اگر چیز جالبی تولید کردید اپن سورس منتشرش کنید و به من در mindfs.com روی جیمیل اطلاع بدید تا همینجا معرفی‌ش کنم (:

تجربه کنید و شاد باشید.

پی‌نوشت:
قبلا هم گفتم من خیلی bash script نویس با تجربه‌ای نیستم و قطعا می‌شده این برنامه رو بهینه‌تر و کاربردی‌تر نوشت. اما خوبی لینوکس در اینه که هر کسی با سطح دانش و مهارت خودش می‌تونه کار خودش رو پیش ببره.

سایت لیست امید فیلتر شد

خیلی دوست داشتم یک مطلب در مورد لیست امید بنویسم. اما فکر می‌کردم دیگه چندان ضرورتی نداره! اما امروز بطور خیلی اتفاقی دیدم که سایت‌شون بالا نمیاد. چک کردم دیدم با پروکسی بالا میاد! یک nslookup تکلیف همه چی رو روشن کرد:

لیست امید حرکتی بود که نشون داد در هر شهری چه فضایی حاکم هست و واقعا شاید این پدیده جا داشته باشه که از نگاه جامعه‌شناسی بررسی بشه. اما گذشته از این‌ها جذابیت‌ش برای من از این جهت بود که از لحاظ فنی سایت بسیار خوبی داشتن به چند دلیل:

تاحالا این همه چیز خوب رو توی یک پروژه سیاسی در کشور ندیده بودم. اما ظاهرا اگر ما یک سایت داشته باشیم که توش یک  لیست از کاندیداهای انتخابات باشه و یک آمار ارائه بشه، اون سایت می‌تونه ما رو گمراه کنه پس باید به لیست احمقانه‌ی فیلترینگ اضافه بشه! می‌دونید که این فیلترینگ ها بخاطر خودمونه!

پی‌نوشت:
حالا که یک دولت نسبتا معقولی کشور رو اداره می‌کنه شاید بد نباشه یک کمپین «درخواست رفع فیلترینگ‌های احمقانه از وزیر ارتباطات» توسط اهالی وب راه بیفته.

ترانه هفته: بغض دریا – عارف

از این هفته مجموعه جدیدی رو در این وبلاگ شروع می‌کنم به اسم «ترانه هفته» که در اون به معرفی قشنگ‌ترین ترانه‌ای که در طول هفته بهش گوش دادم می‌پردازم و اگر نکته جالبی در مورد خود آهنگ، خواننده یا هر چیز مرتبط دیگه‌ای باهاش در موردش می‌نویسم.

ترانه‌ای که این هفته، لحظه‌های خوبی رو برام ساخت ترانه «بغض دریا» بود با اجرای زیبای «عارف». عارف عارف‌کیا خواننده‌ای هنرمند و حرفه‌ای که علی‌رغم خوندن چند آهنگ انقلابی و میل به موندن در ایران از افراط‌ها و انقلابی‌گری‌های دوران ملتهب انقلاب احساس خطر می‌کنه و جان و خودش و خانواده‌ش رو به دوش می‌ذاره و از کشور می‌ره. عارف در جایی نقل می کنه :

یه بار یه بچه‌ای که تفنگ یوزی دستش بود، گفت می‌خواستم بیام داخل خونه‌تون همتون رو بکشم. اگر هم اومده بود اومده بود. یه اتفاقی بود مثل همه اتفاق‌های دیگهٔ اون موقع. من دیگه به یه جایی رسیده بودم که می‌دونستم نباید بمونم وگرنه کشته می‌شم.

اگر خواستید در مورد این خواننده بیشتر بدونید می‌تونید به صفحه عارف در ویکی‌پدیا سری بزنید.

کاور بغض دریا از عارفترانه‌ی «بغض دریا» شعرش توسط رها اعتمادی سروده شده و آهنگ‌ش رو بابک سعیدی ساخته. می‌تونید این ترانه‌ی زیبا رو از سایت رادیو جوان یا در انتهای همین پست بشنوید.

به امید روزی که اینترنتی داشته باشیم که توش سایت های موسیقی، شبکه‌های اجتماعی و کلی سایت و سرویس دیگه پشت دیوار احمقانه‌ی فیلترینگ نباشن.

«بغض دریا»

پی‌نوشت:
اگر موسیقی زیبایی می‌شناسید که فکر می‌کنید می‌شه ازش لذت برد به من معرفی کنید تا در «ترانه هفته‌» هفته‌ی آینده معرفی کنم.

لینوکس همه‌فن حریف: اطلاع سریع از نتایج انتخابات

بلاخره بعد از یک انتخابات با مشارکت بالا زمان شمارش رای‌ها فرا رسیده و از دیشب تا حالا اخبار غیر رسمی راست و دروغ زیادی از نتایج پخش شده. سوال اصلی اینه که چرا نباید یک سیستم رای‌گیری مکانیزه داشته باشیم تا این همه کاغذ دور ریخته نشه و این همه وقت و نیروی انسانی هدر نره. البته شاید یک دلیلش نداشتن زیرساخت پایدار برای این کار باشه، یا شاید هم بر می گرده به ترس‌های امنیتی دوستان که البته با نمونه‌کار هایی که بعضا ارائه کردن واقعا جای ترس هم داره وقتی در طراحی یک سایت ساده مشکلات بنیادین دارن که از یک آماتور هم بعیده. بگذریم.

بعد کلی آمار غیر رسمی و شایعه‌گونه بلاخره ستاد انتخابات کشور یک خبر منتشر کرد که نتایج قطعی و رسمی روی اون منتشر می‌شه و در واقع یک خبر هست که مدام آپدیت می‌شه. از اینکه چرا ارقام و عناوین بصورت plane text و غیرجدولی ارائه شده هم می‌گذریم. حالا برای اینکه بدونیم توی حوزه انتخابی ما چه کسایی رای آوردن باید هی بریم این لینک رو ریفرش کنیم و توی صفحه سرچ کنیم ببینیم خبری شده یا نه.

اما ما که لینوکس بلدیم از این کار های داغون نمی‌کنیم. دست به کد می‌شیم. یه فایل bash script ساده می نوسیم که هر بار که اجرا می‌شه آدرس اون لینک رو باز کنه و توش دنبال متنی که ما می گیم -که در اینجا قراره اسم شهر یا استان ما باشه- بگرده. اگر اون متن رو پیدا کرد دستور beep رو اجرا کنه تا سیستم بوق بزنه. برای اینکه اسپیکر سیستم رو فعال کنیم و در واقع ماژول‌ش رو کرنل ما لود کنه دستور زیر رو اجرا میکنیم:

و حالا اسکریپت‌مون رو به این شکل می‌نویسیم و ذخیره می‌کنیم :

حالا باید به فایل‌مون دسترسی اجرا شدن بدیم:

حالا باید طوری اجراش کنیم که توی یک بازه‌ی زمانی مشخص مدام فایل اجرا بشه و اگر نتیجه اون چیزی بود که ما می‌خواستیم بهمون خبر بده. برای اینکار از دستور watch استفاده می‌کنیم:

این دستور برنامه ما رو هر ده ثانیه اجرا می کنه و هر وقت به نتیجه برسه با سه تا بوق به ما اطلاع می‌ده. نکته این که ورودی دستور رو به صورت regex دادیم تا بتونیم بصورت داینامیک دنبال هر چیزی توی خروجی بگردیم و دست‌مون باز باشه در اعمال فیلتر (البته فیلتر در کاربرد خوبش ، نه فیلترهای چرند فیلترچی).

امیدوارم افراد منتخب شما جزء انتخابات شده‌ها باشن و امیدوارم به لیست اصلاحات رای داده باشید D:

پی‌نوشت:
من بش‌اسکریپت نویس خوبی نیستم و ممکنه راه حل‌های معقول‌تری هم برای انجام این کار وجود داشته باشه. ولی خوبی لینوکس اینه که هر کسی با دانش خودش می‌تونه ازش بهره ببره.

در مورد تغییر آدرس

مدت کوتاهی هست که این وبلاگ رو راه اندازی کردم، اما آدرسش خیلی طولانی بود و دلچسب نبود. با یکی از دوستان هم که متخصص SEO هستند مشورت کردم که این دوست عزیز هم گفت :

اگر موتورهای جستجو رفتاری که با دامنه‌های name دارن رو با id.ir داشته باشن رتبه کمتری به نام دامنه تعلق می گیره نسبت به دامنه‌های عمومی‌تر.

این شد که تصمیم گرفتم همین اول کار کوچ کنم به یک دامنه مناسب‌تر. دامنه‌ای که برای این کار در نظر گرفتم همین‌طور که می‌بینید mindfs.com هست.

از این به بعد روی این آدرس جدید هم‌دیگه رو ملاقات می‌کنیم (:

اگر برنامه‌نویس یا ادمین سیستم هستید یک نظر سنجی منتظر شماست

همونطور که می‌دونید ما در کشورمون در مورد خیلی از چیزها هیچ آمار رسمی نداریم یا اصلا آمار نداریم. شاید چون برای دولت دونستن خیلی از آمارها مهم نیست یا شاید حتا به نفع‌ش هم باشه که بعضی از آمار ها در دسترس نباشه! مجموعه‌های خصوصی هم تا حالا به سمت تهیه آمار و گزارش نرفتن یا اگر مجموعه غیر دولتی هست که کارهای آماری می‌کنه من ازش بی اطلاعم.

اما حالا جادی در این روزهای آخر سال ۹۴ یک نظر سنجی فراهم کرده برای بررسی نوع کار، مزایای شغلی، تکنولوژی‌های مورد استفاده، حقوق و بعضی رفتارهای شغلی و شخصی قشر برنامه‌نویس‌ها و مدیر سیستم‌ها. نکته‌ی مهم‌ش اینه که قراره نتایج این نظرسنجی رو بصورت آزاد در اختیار همه بذاره و این خوبه. آمار ها و اطلاعات باید آزاد باشن. لیست دارایی های شخصیت‌های سیاسی جزء چیز های یواشکی و محرمانه نباید باشه اگر ما قراره یک جامعه مدرن‌تر داشته باشیم (:

خیلی از استارت‌آپ‌های دنیا مبتنی بر استفاده و گزارش‌گیری از اطلاعات هست. اگر یک کسی ایده داره که یک برنامه بنویسه که نزدیک‌ترین کارواش رو مثلن به شما معرفی کنه درستش اینه که یک دیتابیسی از مشاغل توسط اتحادیه‌ها از طریق یک API معقول در دسترس توسعه دهنده‌ها باشه. بگذریم، من توی این نظر سنجی شرکت کردم و از شما هم دعوت می‌کنم شرکت کنید و از دوستان‌تون هم بخواید توی این نظرسنجی شرکت کنن تا آمار به دست اومده حاصل یک جامعه آماری وسیع و قابل اتکا باشه. (توضیحات خود جادی در مورد نظرسنجی)

از جادی هم تشکر می‌کنم بابت این‌که خیلی وقت‌ها به ما یادآوری می‌کنه که چه کارهای ساده و خوبی می‌شه انجام داد. ممنون جادی (:

پی‌نوشت:
من رای می‌دم، اگر براتون مهمه که به کی ؟ به اصلاح‌طلب‌ها رای میدم. به نظرم مجلسی که با دولت همراه باشه و البته منتقد و منصف هم باشه برای آینده‌ی کشور بهتره. از طرفی این نظر شخصی من هست و ممکنه اشتباه کرده باشم. پس شما هم خودتون تحقیق کنید و به هر کسی که خواستید رای بدید (:

شاد و سرسبز باشید.

نوروز امسال سبز تر از هرسال

سلام دوستان، این اولین مطلب من هست بعد از سالها دوری از وبلاگ‌نویسی. خیلی خوشحالم که دوباره نوشتن رو شروع کردم :).

فکر کردم بد نباشه حالا که نزدیک به عید نوروز هست و کم‌کم خانواده‌های دوست داشتنی ایرانی آماده می‌شن برای برگزاری آداب و رسوم عید یک نکته مهم رو یادآوری کنم.

یکی از رسوم نوروز ایرانی تهیه سبزه هست. سبزه معمولا از جوانه زدن و سبز شدن حبوبات به دست میاد و متاسفانه در روز سیزدهم فروردین دور ریخته می‌شه! سرشماری نفوس و مسکن برگزار شده در سال 90 می‌گه ما تقریبا بیست میلیون خانوار داریم. هر خانوار اگر فقط صد گرم گندم صرف تهیه سبزه عید بکنه نتیجه وحشتناکه. دو میلیون کیلو گندم!!! دو هزار تُن گندم!!! شاید بگید خب همه‌ این 20 میلیون خانوار سبزه تهیه نمی کنن. باشه قبول! اما این رو بذارید کنار اون کسانی که دست به تولید انبوه می‌زنن و به قصد فروش تعداد زیاد تولید می‌کنن، پس عدد دور از ذهنی نیست.

قسمت دیگه‌ای از این ماجرای تراژیک اینه که ما یک کشور کم آب هستیم و اصلا تولید محصولی مثل گندم برامون صرفه اقتصادی نداره! اما سیاست‌های کلان کشور بر این مبناست که گندم کالای استراتژیک هست و ما باید در تولیدش خودکفا باشیم. حالا که یک چیزی اینقدر داره برامون گرون تموم می‌شه یک انسان معقول باید سعی کنه کمتر دور ریز داشته باشه.

از طرفی در حال حاضر که دنیا با چالش آب مواجه هست مفهومی مطرح هست به اسم «آب پنهان». این مفهوم به ما می گه که یک محصول برای تولید یا فرآوری به چه مقدار آب نیاز داشته. به طور مثال برای تولید یک لیوان شیر 200 لیتر یا برای صد گرم سیب‌زمینی 70 لیتر آب مصرف می شه. شاید براتون جالب باشه که بدونید برای یک فنجان قهوه 140 لیتر آب مصرف شده! حالا همین مفهوم به ما می‌گه که برای یک کیلو گندم 1300 لیتر آب مصرف می شه. اگر این مقدار رو در اون دو میلیون کیلو گندم ضرب کنیم یعنی ما هر سال سیزدهم فروردین دو هزار تُن گندم و دو میلیارد و ششصد میلیون لیتر آب رو دور می‌ریزم!

چمن عروساما خب سبزه‌ی عید هم چیز دوست داشتنی و نستالژیکی هست و سرسبزی سر سفره هفت‌سین یک حس طراوت به آدم می‌ده، نمی‌شه به سادگی ازش گذشت! یک پیشنهاد خوب براتون دارم. یک گیاه هست به اسم «چمن عروس» که واقعا قشنگه و من خیلی دوست‌ش دارم. می‌تونید اون رو جایگزین سبزه کنید :). هم می تونید سال‌های سال نگهش دارید و با حرس کردن بهش شکل بدید و از داشتن‌ش لذت ببرید.

من تصمیم دارم امسال این کار رو انجام بدم. امیدوارم شما هم خوش‌تون اومده باشه و همین کار رو انجام بدید تا هم در مصرف آب و هم در مصرف گندم و سایر حبوبات صرفه‌جویی کرده باشیم. درسته که اون مقدار آبی که در مصرف خانگی هدر می‌ره مقدار ناچیزی از هدررفت آب در کشور هست و دولت باید با مدیریت منابع و توسعه کشاورزی و صنعت مبتنی بر علم جلوی اسراف صنعتی و کشاورزی رو بگیره، اما این چیزی از مسئولیت ما در قبال همین مصرف های جزئی کم نمی‌کنه و ما هم باید یک کاری بکنیم.

دولت جان؛ لطفا چند درصد از اون همتی که صرف فیلتر کردن اینترنت و محدود کردن دنیای ما می‌کنی رو صرف چیزهای خوب‌تر کن 🙂

شاد و سرسبز باشید.