ترانه هفته: بُت چین – استاد شجریان

 

امسال با استاد شجریان شروع شد که کاش نمی‌شد. مردی که اگر در هر جای دیگه از این سیاره زندگی می‌کرد شاید قدرش بیشتر دونسته می‌شد. شاید اگر ما رسانهٔ ملی فهمیده‌تری و مهم‌تر از اون سیاست‌مدارهای فهمیده‌تری داشتیم این اتفاق نمی‌افتاد که کنسرتهای ایشان در کشورهای دیگه برگزار بشه. هرچند تا وقتی آقایانی در کشور ما صاحب منسب هستن مثل آیة‌الله علم‌الهدی که معتقدن «اگر ۱۰ هزار حامد زمانی داشتیم، مشکل موسیقی حل میشد!!!» این وضعیت بعید نیست. من نمی‌دونم آقای علم‌الهدی چقدر در زمینهٔ موسیقی صاحب‌نظر هستن یا خودشون رو صاحب‌نظر می‌دونن ولی خیلی مشتاقم بدونم مشکل موسیقی کشور از دیدگاه ایشون چیه که با بودن «۱۰ هزار» خواننده مثل «حامد زمانی» قابل حله!؟ چون بر خلاف ایشون عقیدهٔ من اینه که مشکل موسیقی کشور، وجود علم‌الهدی‌ها، حسین شریعت‌مداری‌ها و عزت‌الله ضرغامی‌هاست.

بگذریم. صدای «شجریان» همیشه صدای عشق بوده و هست. صدایی که برای ما خوند:

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبانِ دل، دلی لبریزِ مهر تو
تو ای با دوستی دشمن.

یا در «دلشدگان» خوند:

جز این هنر ندانیم، که هر چه می‌توانیم
غم از دل‌ها بر اندازیم، بر اندازیم

یا در ماه رمضان‌های کودکی برای ما خوند:

بار الها؛ دلهای ما را به سوی باطل مبر پس از آنکه هدایتمان کردی و به ما از لطفت پاداش ده، که تویی بخشندهٔ بی منت.

از صمیم قلب دعا می‌کنم که خبر بهبودی همهٔ بیمارها هرچه سریع‌تر به گوش عزیزانشون برسه و استاد شجریان هم «میهمان ۱۵ ساله‌ش» رو به سلامتی بدرقه کنه. شما هم برای بهبودی بیماران و استاد شجریان دعا کنید (:

راست پنجگاه

ترانه‌ای که برای این هفته در نظر گرفتم «تصنیف بُت چین» هست که شعر و آهنگ اون برای اولین بار توسط استاد علی اکبر شیدا سروده و ساخته شده. ترانهٔ زیبای «بُت چین» از آلبوم «راست پنجگاه» استاد شجریان هست که در سال ۱۳۵۴ منتشر شده، ترانه‌ای زیبا و دل‌نواز. و نکتهٔ مهم اینکه ما مثل رسانهٔ دولتی‌مون نیستیم و به اخلاق و حقوق تولید کننده‌ها معتقدیم. پس فقط می‌تونم حدود یک دقیقه از این موسیقی زیبا رو برای شما بذارم و اگر مایل بودید می‌تونید آلبوم کامل «راست پنجگاه» یا فقط همین ترانهٔ زیبا رو از بیپ‌تونز بخرید.

شما رو با این ترانهٔ زیبا تنها می‌زارم. بُت چین:

پی‌نوشت:

  • من هیچ توافق مالی با بیپ‌تونز ندارم و درآمدی از این راه کسب نمی‌کنم و صرفا چون یک سایت خوب برای خرید موسیقی ایرانی هست ازش لینک می‌دم. اگر سایت بهتری می‌شناسید معرفی کنید.
  • می‌خواستم این هفته یک موسیقی زیبا با سبک «هوی متال» رو معرفی کنم. ولی حیفم اومد اولین «ترانهٔ هفتهٔ ۹۵» با شجریان شروع نشه.
  • اگر ترانه‌‌ای با هر ذائقه‌ای گوش می‌کنید با من از طریق mindfs.com روی جی‌میل به اشتراک بذارید تا اگر من رو هم جذب کرد معرفی‌ش کنم.

چند کیلوبایت حرف در شروع سال ۹۵

سال ۹۴ گذشت و تموم شد و از این بابت بسیار خوشحالم، بدون تعارف مزخرف‌ترین سال عمرم بود. هرچند گاها اتفاقات خوبی داشت اما خوب شروع نشد و تا همین اواخرش هم خوب ادامه پیدا نکرد. بلاخره سال «گوسفند» بود! امیدوارم سال ۹۵ سال بهتری باشه برای همه.

جایزه بدترین خبر سال ۹۵ تعلق می‌گیره به خبر بیماری استاد شجریان. کسی که هر نفس‌ش مایه‌ی آبروی آواز ایران هست و نبودنش برای هنر کشور خسارت! مردی که از کشور فرانسه لقب تشریفاتی «شوالیه» رو داره ولی در کشور خودش ممنوعیت فعالیت. مردی که اون چیزی که فهمیده درست هست رو ابراز کرده بدون اینکه از عواقبش بترسه. همین شجاعت قابل تقدیره چه در تشخیص اشتباه کرده باشه یا خیر! کاش هنربازان دست‌بوس یاد بگیرند.

امسال بر خلاف سال‌های گذشته تصمیم به سفر نداشتیم اما بنا به دلایلی تصمیم عوض شد و راهی سفر شدیم به مقصد شمال کشور – استان گیلان. قبل از سفر خودرو رو برای چک‌آپ بردم و در کمال ناباوری باتری ایرانی که ۶ ماه پیش روی ماشین گذاشته بودم خراب بود و به توصیه آقای تعمیرکار باید تعویض می‌شد و مستنداتی هم که برای حرفش ارائه کرد قابل قبول بود. این‌طور شد که اون برند که با هدف حمایت از تولید داخلی خریداری شده بود به لیست برندهایی که دیگه ازش حمایت نخواهم کرد اضافه شد.

نمی‌دونم چرا در اکثر مسیرهای استان مازندران تابلو به سمت شهر بعدی‌ش رو نزده در حالی که اطلاعات دقیق تا تهران رو راه به راه زدن. شاید مسئولین مازندران فکر می‌کنن اینکه از همه شهرها به تهران راه داشته باشه کلاس داره. مسئول گرامی شما یه لطفی بکن فاصله و مسیر شهر بعدی رو مشخص کن، تهران رو هم بذار باشه که کلاس! حفظ شه!

و اما گیلان. جایی از طبیعت خدا نبود که رد پای منحوص بشری ، پلاستیک، در اون دیده نشه. جاهایی که بکر بودن و تا یکی دو سال پیش وقتی می‌رفتی چیزی جز سرسبزی نمی‌دیدی امسال پر بود از زباله‌های پلاستیکی. امروز جای شما خالی رفته بودیم به بام سبز لاهیجان، یک مقدار زباله پلاستیکی دستم بود و مسیر زیادی رو قدم زدیم به سمت ماشین اما سطل زباله نبود، یا پر بود و یا دور! البته این موضوع برای هیچ‌کس حق ریختن زباله روی زمین رو ایجاد نمی‌کنه اما می‌تونه اثباتی بر بی کفایتی مسئولین باشه!

بعضی رسم و رسوم به طور جدی نیاز به ویرایش یا حتا حذف دارن. این که خوراکی‌های گرانی مثل آجیل جزء جدایی‌ناپذیر عید باشه. یا این که کل فامیل و دوستان بصورت رفت و برگشتی به خانه حریف برن بیشتر شبیه یک «لیگ بدبختی» هست تا دید و بازدید. حساب کنید هزینه پذیرایی و عیدی بابت ۵۰ نفر مهمان چقدر خواهد بود! هدف اگر دید و بازدید هست که خب در خانه یکی از فامیل معمولا یک ترافیک پیش میاد و یک جماعتی هم رو می‌بینن. باور کنید همه پسته ها تقریبا یک مزه دارن!

و در نهایت فکر می‌کنم برنامه «دورهمی» باید خوب باشه از این جهت که ترکیب مهران مدیری و امیرمهدی ژوله باید ترکیب جالبی باشه. مثل ترکیب خامه و عسل (:

سال نو مبارک

ترانه هفته: در حسرت ماه – چارتار

این هفته هم «ترانه هفته» دیر شد به این دلیل که ترانه‌ای که انتخاب کرده بودم در ایران تولید شده و امکان خریدش وجود داره. ذهنم درگیر این بود که آیا انتشارش از طریق وبلاگ زیر پا گذاشتن حق تولید کننده و ناشر هست یا خیر. این شد که به بیپ‌تونز ایمیل زدم و ازشون پرسیدم که می‌تونم ترانه‌ای که خودم خریدم رو برای معرفی روی وبلاگم قرار بدم و مخاطبم رو هم به خریدش تشویق کنم؟ که پاسخ منفی بود. اما اجازه این رو دادن که ۴۵ ثانیه الی ۱ دقیقه از موسیقی رو به عنوان دمو می‌تونم منتشر کنم و مشکلی نداره.

ترانه‌ای که این هفته بارها و بارها به اون گوش کردم و لذت بردم ترانه «در حسرت ماه» هست از گروه چارتار که من تا الان کارهاشون رو دنبال کردم و قشنگ بوده. زیبایی کارهای چارتار برای من از این جهت هست که شعرهای بسیار پخته و مغزداری توسط احسان حائری سروده می‌شه و با یک موسیقی تلفیقی زیبا پا به دنیای ما می‌زاره تا رفیق و همراه لحظه‌های ما باشه.

«در حسرت ماه»  از آلبوم «باران تویی» از نظر شعر و آهنگ منحصر به فرد هست و با یک ریتم ملایم سنتی‌گونه شروع می‌شه و در اوج، سرشار از شور و احساس هست.

بر اساس اخلاقیات نمی‌تونم این ترانه رو به صورت کامل قرار بدم اما ۵۴ ثانیه دمو رو قرار می‌دم تا بشنوید و لذت ببرید. اگر خوش‌تون اومد می‌تونید این ترانه رو به قیمت ۲۹۹ تومن یا تمام آلبوم «باران تویی» رو به قیمت ۲۵۰۰ تومن خریداری کنید.

شما رو با این ترانه زیبا تنها می‌ذارم.

در حسرت ماه

پی‌نوشت:

  • بیاید به اخلاقیات پایبند باشیم و آثاری که بابتش زحمت کشیده شده و قابل خریدن هست رو به احترام تولیدکننده‌گانش بخریم.
  • اگر موسیقی زیبایی می‌شناسید که فکر می‌کنید که شاید برای من هم جالب باشه مثل همیشه بهم معرفی کنید.

ترانه هفته: شام – لنا شمامیان

برنامه داشتم که ترانه هفته رو چهارشنبه‌های هر هفته منتشر کنم ولی به خاطر ترافیک کاری این هفته با کمی تاخیر آماده شد. از دوستانی هم که به من ترانه‌های زیبا معرفی کردن برای این هفته خیلی ممنونم.

ترانه‌ای که این هفته خیلی به گوش دادنش مشغول بودم یک موزیک عربی بود به نام «شآم» از «لنا شمامیان». «لنا» یک خواننده اهل سوریه با اصالت ارمنی‌ست که در «موسسه عالی موسیقی دمشق» تحصیلات‌ش رو در زمینه موسیقی کلاسیک دنبال کرده. به نظرم سبک اجراش مخصوصا در این ترانه‌ (شآم) بسیار احساسی و شورانگیز هست.

در ترانه‌ی «شام» موضوع شعر سرزمین شام ، سرزمین مادری خواننده هست. متن شعر هم خیلی مغازله‌گونه هست در توصیف و در گفتگوی با وطنش. شعر این ترانه به شکلی هست که باید در خود زبان عربی فهمیده بشه و شاید ترجمه‌ی اون خیلی مفاهیم رو منتقل نکنه. اما برای نمونه به ترجمه‌ی قسمتی از شعر اشاره می کنم:

و چشمانم از خیره شدن به زیباییش به آسمان میرود در حالی که تسبیح خالق و مبدع و نقاش‌ش را میگوید و این تکه سنگ خارایی‌ست که عاشق بوی یاسمین شد و شکفت! پونه و ریحان و مش و عنبر بر روی صحنه‌ای شوریدند و به رنگ سبز درش آوردند. هلال ماه بلندتر شد و به زیباییش افزود. اذانی که با نام خالقش تکبیر گفت و صدای ناقوس کلیساها نیز اضافه می‌شود و صدای نمازی که در آن روح پاک میشود. جای جایی که از بوی بخور آکنده‌ست و هر قلب سنگ شده‌ای را زیبا میکند. شام (اسم قدیم دمشق) شما دختر من و مادر من هستی و کودکی من را در آغوش گرفته‌ای … .

گوش کنید و لذت ببرید و شاد باشید.

شآم

[ دانلود MP3 ]

پی‌نوشت:
اگر موسیقی‌ای به نظرتون زیباست از طریق mindfs.com روی جیمیل به من هم معرفی کنید (:

ویرایش:
لینک دانلود اضافه شد.

ترانه هفته: بغض دریا – عارف

از این هفته مجموعه جدیدی رو در این وبلاگ شروع می‌کنم به اسم «ترانه هفته» که در اون به معرفی قشنگ‌ترین ترانه‌ای که در طول هفته بهش گوش دادم می‌پردازم و اگر نکته جالبی در مورد خود آهنگ، خواننده یا هر چیز مرتبط دیگه‌ای باهاش در موردش می‌نویسم.

ترانه‌ای که این هفته، لحظه‌های خوبی رو برام ساخت ترانه «بغض دریا» بود با اجرای زیبای «عارف». عارف عارف‌کیا خواننده‌ای هنرمند و حرفه‌ای که علی‌رغم خوندن چند آهنگ انقلابی و میل به موندن در ایران از افراط‌ها و انقلابی‌گری‌های دوران ملتهب انقلاب احساس خطر می‌کنه و جان و خودش و خانواده‌ش رو به دوش می‌ذاره و از کشور می‌ره. عارف در جایی نقل می کنه :

یه بار یه بچه‌ای که تفنگ یوزی دستش بود، گفت می‌خواستم بیام داخل خونه‌تون همتون رو بکشم. اگر هم اومده بود اومده بود. یه اتفاقی بود مثل همه اتفاق‌های دیگهٔ اون موقع. من دیگه به یه جایی رسیده بودم که می‌دونستم نباید بمونم وگرنه کشته می‌شم.

اگر خواستید در مورد این خواننده بیشتر بدونید می‌تونید به صفحه عارف در ویکی‌پدیا سری بزنید.

کاور بغض دریا از عارفترانه‌ی «بغض دریا» شعرش توسط رها اعتمادی سروده شده و آهنگ‌ش رو بابک سعیدی ساخته. می‌تونید این ترانه‌ی زیبا رو از سایت رادیو جوان یا در انتهای همین پست بشنوید.

به امید روزی که اینترنتی داشته باشیم که توش سایت های موسیقی، شبکه‌های اجتماعی و کلی سایت و سرویس دیگه پشت دیوار احمقانه‌ی فیلترینگ نباشن.

«بغض دریا»

پی‌نوشت:
اگر موسیقی زیبایی می‌شناسید که فکر می‌کنید می‌شه ازش لذت برد به من معرفی کنید تا در «ترانه هفته‌» هفته‌ی آینده معرفی کنم.