کلمه مبارزه رو دوباره معنی کنیم

به بهانهٔ تصویر منتشر شده در مورد ماجرای زن دستفروش فومنی و آقایون نامحترم سد معبر فکر می‌کردم چرا تقریبا در اکثر موارد اینجوری می‌شه!؟

به خیلی چیزها فکر کردم. اینکه جزو غمگین‌ترین‌ها در دنیا هستیم، اینکه توی هیچ زمینه‌ای اعصاب و حوصله نداریم. این رو می‌تونید از خروجی محصولاتمون هم ببینید که عموما از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستن و شاید ریشه در بی حوصلگی تولید کننده داشته باشه. نمی‌دونم، من روانشناس نیستم.

اما چیزی که به نظرم جالب اومد این بود که فکر می‌کنم کلمهٔ مبارزه رو بد معنا کردیم. مبارزه همیشه به معنای جنگیدن نیست. خیلی وقت‌ها در جایگاه تلاش به کار می‌ره. اگر بگیم «دولت باید با بی‌سوادی مبارزه کنه» معنی‌ش این نیست که از فردا باید یک «گشت املاء» تشکیل بشه و راه بیفته توی خیابون‌ها و از همه امتحان املاء بگیره و هر کی بی‌سواد بود رو ازش تعهد بگیره بعد ولش کنه! راه درستش قاعدتاً اینه که راه‌های کسب تحصیلات آسون‌تر و در دسترس‌تر بشه و با اعمال سیاست‌هایی مردم به سمت سوادآموزی سوق داده بشن.

اما وقتی قراره با سدمعبر، مواد مخدر، بی‌حجابی و اینجور چیزا مبارزه بشه کار به جنگیدن می‌کشه!

باید یک بار دیگه خیلی از کلمات رو برای خودمون معنی کنیم. این روش اشتباهه.

2 دیدگاه برای «کلمه مبارزه رو دوباره معنی کنیم»

  1. جناب آقای سید مترضای گرامی، ببخشید اینجا می نویسم، نمی دونم متن جوابی که در ویکی پدیا دادم به دست شما می رسه یا نه، برای همین خواستم مطمئن بشم، چون با ویکی چندان کار نکردم. این مطلب به ویرایش متن مربوط به عبدالرحمن نفیسی در ویکی پدیا برمی گرده.
    اولا اگر در اینترنت نام بنده را جستجو بفرمایید یا به صفحه اول پی دی اف کتاب که ریفرانس شماره دوی متن هست نگاه کنید، ای میل بنده مشخص هست، می توانید برای اینجانب زحمت کشیده ایمیل بفرستید و من در اولین فرصت پاسخ خواهم داد، کل داستان هم در آن کتاب نوشته شده لذا بعید می دانم منبعی محکم تر از کسی که خودش عضوی از مجموعه خانواده هست، در مورد موضوع مورد اشاره کتاب نوشته و همه متابع رو در اختیار داره و می تونه ارائه کنه، وجود داشته باشه. حتی در متن حاضر هم به سه فرزند عبدالرحمان نفیسی اشاره شده ولی در لیست ذیل عکس ایشان دو اسم هست (اسم کتاب از اسم تنها بازمانده حادثه یعنی بیتا گرفته شده). از جهت دیگر، بنده این متن را فارغ از موضوعات و گرایش های سیاسی و صرفا برای زنده ماندن یاد کسی که بسیار عزیز و بزرگ هست نوشتم (کتاب را اگر فرصت کنید و بخوانید متوجه خواهید شد)، اما متاسفانه بعدا بنیادی به اسم عبدالرحمن برومند زحمت کشیده و هم زیر عنوان غلطی برای آن منظور کرده (نوشته که آقای نفیسی در خانه کشته شد در حالی که ایشان در زیر زمین بانک کشاورزی به شهادت رسید) و بعد هم در انتها نام قاتلان و حکم قضایی آنها را با برچسب هایی مثل حقوق بشر و اعدام و غیره آورده و به آن جنبه سیاسی و تبلیغی برای خودشان را داده است (با دو بار ذکر آدرس سایت خودشان). وقتی هم که به آن آدرس مراجعه می کنید در حقیقت بریده ای از روزنامه جمهوری اسلامی آن زمان دیده می شود، یعنی حتی منبع آنها یک روزنامه بوده، آن وقت شما این همه سخت گیری در مورد اصلاح یک اسم می کنید در حالی که آنها به راحتی منبعی بی ارزش را ارائه و ماهیت بزرگ و غیرسیاسی یا شهامت و قهرمانی را در خدمت خود گرفته اند. با تشکر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *