مقداری توضیح در مورد ویکی‌پدیا

چند سالی هست که گاهی کم و بیش در ویکی‌پدیا و چند پروژهٔ ویکی دیگه مشارکت دارم. حالا از ایجاد یک مدخل گرفته تا ویرایش‌های جزئی و کمک به توسعه‌های فنی. توی این مدت با زوایای مختلف ویکی‌پدیا آشنا شدم. گه‌گاه می‌شنویم می‌گن «ویکی‌پدیا بی‌طرف نیست و مقالاتش جهت‌دار هست» یا «ویکی‌پدیا معتبر نیست» و از این دست حرف‌ها که همه شنیدیم.

تصمیم گرفتم یک بار برای همیشه این موضوع رو اینجا بنویسم تا شاید کمک به شفافیت موضوع کرده باشم. جواب هر دو ایراد بالا رو می‌شه در یک جمله به طور خلاصه داد:

«ویکی‌پدیا انعکاس مشارکت ماهاست و ما هر چی که هستیم ویکی‌پدیا هم همونه.»

بی‌طرفی

ویکی‌پدیا سه اصل محتوایی مهم داره که بی‌طرفی یکی از اون سه اصله. اول بیاید «بی‌طرف بودن» رو برای خودمون تعریف کنیم. در تعریف بی‌طرفی در ویکی‌پدیا اومده:

دیدگاه بی‌طرف یعنی ارائه تمام دیدگاه‌های برجستهٔ منتشر شده در منابع معتبر، به طور منصفانه، متناسب و تا جای ممکن به دور از تعصب.

همچنین اومده:

به عنوان یک قانون کلی، مطالب منبع‌دار را فقط با این استدلال که جانبدارانه به نظر می‌رسند از دانشنامه حذف نکنید. بر عکس، تلاش کنید که آن متن یا بخش را به شکلی بازنویسی کنید که دیدگاه بی‌طرفانه‌تری پیدا کند. مطالب جانبدارانه را غالباً می‌توان با ارائه مطالبی از منابع دیگر به تعادل رساند تا دیدگاهی بی‌طرف ایجاد شود، لذا چنین مشکلاتی را باید در حد امکان با استفاده از روال عادی ویرایش حل کرد. تنها زمانی محتوایی را حذف کنید که دلیل خوبی داشته باشید که باعث ارائه اطلاعات غلط یا گمراه کردن خواننده‌ها می‌شود به شکلی که با بازنویسی متن نمی‌توان جلوی آن را گرفت. بخش‌های زیر راهنمایی کلی برای مشکلات متداول ارائه می‌کنند.

با توجه به این تعریف‌ها در ویکی‌پدیا پیش‌بینی شده که اگر مقاله‌ای دیدگاه بی‌طرفی نداشت، من و شما بتونیم اون رو گسترش بدیم و به بی‌طرفی برسونیم. اگر این اتفاق نیفتاده خود ما مقصریم. چون ویکی‌پدیا یک رسانه نیست که یک سری کارمند و سردبیر داشته باشه که توش محتوا تولید کنن.

فرض کنید شما وارد مقالهٔ شخصی که طرفدارش هستید می‌شید و می‌بینید دیدگاه خاصی که مدنظر شما هست پوشش داده نشده. خب اینجا دو تا کار می‌شه کرد. اول، گفتن جملهٔ «این ویکی‌پدیای لعنتی چقدر سلیقه‌ای و جانب‌دارانه مطلب می‌نویسه» و ترک سایت و توییت و شعار دادن در مورد سفارشی بودن دیدگاه در ویکی‌پدیا. دوم، کلیک کردن روی دکمهٔ ویرایش و اضافه کردن دیدگاه مورد نظر برای کامل شدن مقاله. البته این گزینهٔ دوم باید مبتنی بر منابع معتبر باشه و نه نظرات شخصی شما. منابع معتبر در ویکی‌پدیا اینطور تعریف می‌شن:

منابع معتبر، آن دسته از منابع منتشرشده هستند که از طریق یک روالِ قابل اعتماد منتشر شده‌اند؛ نویسندگان این منابع یا افراد معتبری در آن حوزه هستند یا به طور کل افراد قابل‌اعتمادی دانسته می‌شوند.

اعتبار یک منبع به موضوع مقاله نیز برمی‌گردد. منبعی که در یک موضوع معتبر دانسته می‌شود، ممکن است در یک موضوع دیگر از اعتبار کافی برخوردار نباشد. به عنوان نمونه، منبعی که توسط یک ریاضی‌دان برجسته نوشته و منتشر شده، ممکن است شامل مطالبی در حوزهٔ زیست‌شناسی باشد، اما در این باره منبع معتبری دانسته نشود. در حالت کلی باید که یک مقاله بر مبنای قابل‌اعتمادترین منابعی که در دسترس ویرایش‌کنندگانش است نوشته شود.

پس اگر دیدید که جایی بی‌طرفی رعایت نشده خودتون آستین‌هاتون رو بالا بزنید و دست به کار بشید.

اعتبار

هر منبعی همیشه به دنبال اعتبار بوده و ویکی‌پدیا هم از این خیال خارج نبوده. اما از اونجایی که یکی از ملاک‌های اعتبار یک منبع نویسنده‌هاش و نحوهٔ گزینش محتوای منتشره هست ویکی‌پدیا نمی‌تونه از این جهت رقابتی داشته باشه. چون هر کسی با هر سطح علمی می‌تونه در ویکی‌پدیا ویرایش کنه یا یک مقالهٔ خیلی خوب نوشته بشه اما مورد هجوم خرابکاری آبزیرکاهانه قرار بگیره و تا زمانی که خرابکاری کشف بشه توسط یک نفر مقاله به‌صورت مشکل‌دار باقی بمونه. اما چیزی که واضحه اینه که می‌شه از ویکی‌پدیا به عنوان یک منبع برای بدست آوردن اطلاعات کلی در مورد یک موضوع استفاده کرد ولی قطعا نمی‌شه مبتنی بر اون در محافل علمی صحبت کرد.

پس ویکی‌پدیا بی‌طرف هست و معتبر هست به اندازهٔ مشارکت ما. اگر می‌خواید ویکی‌پدیا جامع‌تر و پربارتر بشه آستین‌هاتون رو بالا بزنید و شروع به ویرایش کنید. کم‌کم با همه چیز آشنا می‌شید.

کلمه مبارزه رو دوباره معنی کنیم

به بهانهٔ تصویر منتشر شده در مورد ماجرای زن دستفروش فومنی و آقایون نامحترم سد معبر فکر می‌کردم چرا تقریبا در اکثر موارد اینجوری می‌شه!؟

به خیلی چیزها فکر کردم. اینکه جزو غمگین‌ترین‌ها در دنیا هستیم، اینکه توی هیچ زمینه‌ای اعصاب و حوصله نداریم. این رو می‌تونید از خروجی محصولاتمون هم ببینید که عموما از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستن و شاید ریشه در بی حوصلگی تولید کننده داشته باشه. نمی‌دونم، من روانشناس نیستم.

اما چیزی که به نظرم جالب اومد این بود که فکر می‌کنم کلمهٔ مبارزه رو بد معنا کردیم. مبارزه همیشه به معنای جنگیدن نیست. خیلی وقت‌ها در جایگاه تلاش به کار می‌ره. اگر بگیم «دولت باید با بی‌سوادی مبارزه کنه» معنی‌ش این نیست که از فردا باید یک «گشت املاء» تشکیل بشه و راه بیفته توی خیابون‌ها و از همه امتحان املاء بگیره و هر کی بی‌سواد بود رو ازش تعهد بگیره بعد ولش کنه! راه درستش قاعدتاً اینه که راه‌های کسب تحصیلات آسون‌تر و در دسترس‌تر بشه و با اعمال سیاست‌هایی مردم به سمت سوادآموزی سوق داده بشن.

اما وقتی قراره با سدمعبر، مواد مخدر، بی‌حجابی و اینجور چیزا مبارزه بشه کار به جنگیدن می‌کشه!

باید یک بار دیگه خیلی از کلمات رو برای خودمون معنی کنیم. این روش اشتباهه.

همه اوبونتو سوار می‌شن

پستی که اوبونتو توی صفحهٔ فیس‌بوکش منتشر کرده و اشاره کرده به شرکت‌ها و آدم‌هایی که روی پروژهٔ اتوموبیل‌های خود-راننده که همه دارن از اوبونتو استفاده می‌کنن.

14718705_10154545843953592_6529550597175292033_n

پی‌نوشت:

خیلی وقت بود اینجا رو آپدیت نکرده بودم نمی‌دونم چرا. امیدوارم دیگه اینقدر وقفه نیفته 🙂

مارک اینگلیس، مردی که پا نداره ولی اورست رو فتح کرده

مدت کوتاهیه که با راهنمایی سروش با ورزش کوهنوردی آشنا شدم و یک مقدار وسیلهٔ ضروری تهیه کردم برای کوه‌پیمایی. توی این مدت چیزهای جالبی دیدم و شنیدم و تجربه کردم. مثلا جمعهٔ گذشته سنگ‌نوردی رو تجربه کردم که یکی از بهترین تجربیات زندگی‌م بود و حتما در یک پست اختصاصی در موردش می‌نویسم. توی این مطلب می‌خوام در مورد یک مرد شگفت انگیز بنویسم که هر دوتا پاهاش و اراده‌ش از جنس آهنه!

مارک انگلیس فاتح اورست

می‌دونیم که «اورست» با ۸۸۴۸ متر ارتفاع بلندترین کوه دنیاست و فتحش افتخار بزرگیه. برام جالب بود که یکی از کسایی که بر فراز اورست ایستاده مردی هست که دوتا پاش مصنوعیه! «مارک اینگلیس» یک مرد معلول اهل نیوزیلند هست. مارک در ۱۵ می ۲۰۰۶ در حالی روی بام دنیا ایستاد که بیشتر از ۲۰ سال بود که هر دو پاش رو در اثر سرما زدگی از دست داده بود.

مارک علاوه بر کوهنوردی، دوچرخه‌سواری رو هم به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کنه و در مسابقات پارالمپیک سال ۲۰۰۰ سیدنی – استرالیا برنده مدال نقره شده!

وجود آدمهایی مثل مارک اینگلیس برای جامعه لازمه. بعضی از ما فکر می‌کنیم مشکلات می‌تونن سد راه انسان باشن ولی آدمهایی مثل مارک هستن که قاعده رو زیر پا می‌ذارن و به همه ثابت می‌کنن که می‌شه بدون داشتن پا، جایی ایستاد که بلند ترین نقطهٔ کرهٔ زمینه. این آدمها قبل از اینکه روی قلهٔ اورست بایستن، روی قلهٔ اراده ایستادن (:

شاد باشید و مثل کوه استوار

پی‌نوشت:

کلید بهشت در دستان همراه اول !

با روزی ۳۵ تومن هزینه کردن احتمالا تغییر خاصی در نماز خوندن آدمها اتفاق نمی‌افته، ولی قطعا جیب همراه اول و شرکا پُر از پول می‌شه.

اسپم همراه اول

کاش یک روزی فرا برسه که مردم اجازه ندن کسی از باورهاشون سوء استفاده کنه.

به امید اون روز

از خوبها باید گفت: سردار محمد ناظری

وقتی یک لباس یا جایگاه پیش مردم احترام داره -یا به زور احترامش تحمیل می‌شه- سوء‌استفاده کننده در اون لباس و جایگاه زیاد می‌شه. ولی همیشه هستن کسایی که همین لباسها رو می‌پوشن یا توی همین جایگاه‌ها قرار دارن و واقعا خدمت می‌کنن.

«سردار محمد ناظری» کسی بود که من نمی‌شناختمش، یک تیکه‌هایی از مسابقهٔ فرمانده که در تلویزیون پخش می‌شد باعث شد که مدت کوتاهی باهاش آشنا بشم. در مورد شخصیت و کارکترش سرچ کردم، چیزی ندیدم جز اینکه همهٔ زندگی‌ش رو صرف حفظ امنیت ما ها کرده. توی جنگ جنگیده و شیمیایی شده. تا همین قبل از فوت‌ش هم فرمانده یگان ویژه نیروی دریایی بوده.

کسی که قطعا از خانواده و رفاه و آسایش زده تا کشور امنیت رو تجربه کنه. کسی که راه نیفتاد توی خیابونها که به بی ادبی و پلشتی به مردم بگه چی بپوشن و چی نپوشن! کسی که گردن و صدا کلفت نکرد برای مردم که کی بره ورزشگاه و کی نره! صداش و گردنش کلفت بود برای دشمنی که بخواد به کشور ما چپ نگاه کنه. امیدوارم در جهان بعدی ثمرهٔ تلاشها و سختی‌هایی که کشیده رو ببینه و روحش قرین آرامش باشه.

شاد باشید و صحیح و سالم

پی‌نوشت طولانی:
قطعا همیشه بودن و هستن آدم‌های شکم‌سیری که منت جنگیدن، شهید شدن و جانباز شدن دیگران رو سر مردم می‌ذارن. شما خیلی به اونها اهمیت ندید و شاد باشید. مگس‌ها همیشه دور شیرینیها هستن. همیشه هستن کسایی که از رشادتهای دیگران برای اهداف خودشون استفاده می‌کنن. همیشه هستن کسایی که شهدا، جانبازها و آدم خوبها رو برای خودشون مصادره می‌کنن. اجازهٔ این مصادره رو ندید. ما به شهدا و رزمنده‌ها افتخار می‌کنیم ولی در عین حال از شادی و آزادی هم دفاع می‌کنیم.

ماکالو، پنجمین قله مرتفع جهان زیر گام های پروانه کاظمی

سایت فدراسیون کوهنوردی ایران نوشت:

بنا بر گزارش رسیده، ساعت ۸ صبح امروز -۲۳ اردیبهشت ۹۵- به وقت ایران، «پروانه كاظمي» موفق به صعود پنجمین قله مرتفع جهان «ماكالو» ملقب به «هیولای سیاه» به ارتفاع  ۸۴۶۳ متر شد. وی ساعاتی بعد در صحت و سلامت به کمپ چهار بازگشت. این صعود ارزشمند را به وی صمیمانه تبریک عرض می نمائیم.

پروانه کاظمی بر فراز قله ماکالو
پروانه کاظمی بر فراز قله ماکالو

این موفقیت رو به خانم «پروانه کاظمی» تبریک می‌گم و امیدوارم همیشه بر فراز قلهٔ فراز و نشیبهای زندگی پیروزمندانه بایستن. جالبه که بدونید، ماکالو از قله‌های رشته کوه هیمالیا و برادر کوچک «اورست» محسوب می‌شه و به دلیل داشتن شیب خیلی زیاد و تیغه‌های تیز، جزء سخت ترین صعودهاست.

فرود همراه با سلامت از «هیولای سیاه» رو برای ایشون آرزو دارم (:

شاید باشید و تندرست

حمایت: می تونید پرینتر سه بُعدی داشته باشید

پرینتر سه بعدی همیشه جایگاه ویژه‌ای در فانتزیهای گیکها و علاقه‌مندان به تکنولوژی داشته. چه اون زمانی که هنوز در حد تخیل و آرزو بوده و چه الان که تبدیل به یک واقعیت شده که در خیلی جاها مورد استفادهٔ کاربردی داره.

خیلی اتفاقی در یکی از گروه‌هایی که در تلگرام عضو هستم متوجه شدم یکی از دوستان موفق به تولید پرینتر سه‌بُعدی شده و قصد بازاریابی و فروش این محصول وسوسه‌کننده رو داره. هر جور حساب کردم دیدم برای من خرید همچین چیزی کالای لوکس محسوب می‌شه و شاید یک روزی برای تفریح بخرم ((: . کنجکاو شدم و ازشون در مورد این محصول بیشتر پرسیدم و چون برام جذاب بود تصمیم گرفتم که در این وبلاگ ازش حمایت کنم و به شما معرفیش کنم.

خانم مشهدی، به اتفاق یکی از همکارانشون تولید کننده این دیوایس جالب هستن و مدعی هستن که علی‌رغم اینکه در انتخاب قطعات وسواس داشتن و بهترینها رو برای محصولشون انتخاب کردن، ارزون ترین پرینتر سه بعدی موجود در بازار رو تولید کردن. نکتهٔ جالب این محصول برای خود من این بود که امکان این وجود داره که از فیلامنتهای (مواد) مختلفی برای پرینت استفاده بشه. فیلامنتهایی مثل پلاستیک، چوب، شبه‌فلز و حتا شکلات! که در مثالهایی که برای من زدن جذابترین‌ش شکلات بود!

مشاهده ویدئو در آپارات

فکر کنید پرینتری داشته باشید که بتونید باهاش شکلاتهایی با شکلهای دلخواهتون پرینت بگیرید! برای من که خیلی جالب بود. اگر برای شما هم جالب بود و دوست داشتید که اطلاعاتی در مورد این محصول کسب کنید می‌تونید از طریق تلگرام به ایشون پیام بدید.

پی‌نوشت:

  • مثل همیشه من سودی از تبلیغ یا فروش این محصول نمی‌برم و این مطلب کاملا جنبهٔ معرفی داره.
  • همه چیز پول نیست و ما باید از هم حمایت کنیم تا پیشرفت کنیم و جامعهٔ خوبی داشته باشیم.
  • توی این وبلاگ از هر تکنولوژی و محصول جالبی، کاملا رایگان حمایت می‌کنم. شما هم اگر محصولی دارد و مایلید در این وبلاگ معرفی بشه از طریق mindfs.com بر روی جیمیل با من تماس بگیرید.

گردهمایی بزرگ برنامه نویسان ایران – آخرین پنجشنبهٔ مرداد

یک اتفاق خوب در راهه. «گرد همایی بزرگ برنامه‌نویسان ایران». سال گذشته این همایش تحت عنوان «همایش PHP ایران» برگزار شد. ولی امسال تصمیم گرفته شده که با دید وسیعتری به جامعهٔ کلی برنامه‌نویسهای ایران نگاه بشه و محدود به زبان پی‌اچ‌پی نباشه.

مهلت ارسال موضوع و چکیدهٔ آثار تا ۱۰ خرداد هست و مهلت ارسال آثار تا یک ماه بعد، یعنی ۱۰ تیرماه. در نهایت خود رویداد هم در تاریخ ۲۸ مرداد در تهران برگزار می‌شه. اگر پایهٔ فعالیتهای اجتماعی در حوزه تخصصیتون هستید بیاید تا دور هم باشیم. من هم به احتمال خیلی زیاد شرکت می‌کنم.

برای دریافت اطلاعات کاملتر به سایت رسمی همایش مراجعه کنید و توضیحات کامل رو بخونید.

شاد باشید.

بیاید پروانه‌ای ها رو بشناسیم

یک عده هستن که بهشون می‌گن پروانه‌ای. اشتباه نکنید؛ قضیه ربطی به عشق و عاشقی و احساسی بودن نداره. موضوع بر سر «بیماری پروانه‌ای» هست. طبق آمار، از هر یک میلیون بچه‌ای که متولد می‌شه ۵۰ تاشون به این بیماری مبتلا هستن. این بیماری، یک بیماری کمیاب ژنتیکی هست و لازمه که ما بیشتر در موردش بدونیم، چون عده‌ای از مبتلایان به این بیماری در بین ما زندگی می‌کنن و ما در مقام یک انسان در بهبود زندگی اونها وظیفه داریم.

بیماری پروانه‌ای چیه؟ اسم علمی بیماری «اپیدرمولیز بولوزا» هست که به خلاصه بهش EB هم می‌گن. در این بیماری اینطور که من فهمیدم پیوندی بین لایه‌های پوست وجود نداره و همین موضوع باعث شکنندگی پوست می‌شه و هر تماس یا خراشی می‌تونه باعث به وجود اومدن تاول و زخم‌های وسیع بشه. به دلیل همین شکنندگی شدید پوست هست که به این بیماران «پروانه‌ای» می‌گن. پوست پروانه‌ای‌ها دقیقا مثل بال پروانه شکننده و آسیب پذیر هست.

پروانه‌ای ها همیشه با زخم ها و تاول‌های دردناک، زندگی رو تجربه کردن. اینطور که من متوجه شدم این بیماری متاسفانه درمان خاصی نداره و عمدهٔ اقدامات درمانی به کاهش علایم و جلوگیری از بروز تاول‌ها و بهبود کیفیت زندگی محدود هست. بیماران پروانه‌ای باید همیشه پانسمان بشن و همین پانسمان درد و هزینهٔ زیادی رو به اونها تحمیل می‌کنه.

خیلی از چیزهای همیشگی زندگی ما برای پروانه‌ای ها تبدیل شده به آرزو. یک پروانه‌ای می‌گفت:

آرزو به دلم مونده وقتی می‌گم شب بخیر، مثل بقیه آدم ها پتو رو بکشم روی خودم و بخوابم و نیاز نباشه به زخم‌هام پماد بزنم.

یک پدر که خودش یک فرزند مبتلا به EB داره همت کرده و «خانهٔ ای‌بی» رو تاسیس کرده و بنیاد امور بیماری‌های خاص هم اون رو تحت پوشش قرار داده. خوشبختانه وزیر بهداشت هم باهاشون ارتباط برقرار کرده.

اما ما برای پروانه‌ای ها چه کارهایی می‌تونیم بکنیم؟ خیلی کارها. اولا که به هر مقداری وسعمون می‌رسه از نظر مالی، می‌تونیم به «خانهٔ ای‌بی» کمک کنیم. درسته که وزارت بهداشت داره حمایت می‌کنه اما طبق بررسی‌های من این حمایتهای وزارت بهداشت تنها بخش کمی از هزینه‌ها رو پوشش می‌ده و هنوز به کمکهای مردمی نیاز هست. اما مهم‌تر از پول، کمک فرهنگی هست.

ما باید جامعه رو آگاه کنیم که همچین بیماری‌ای وجود داره و این بیماران، زندگی رو خیلی دردناکتر از ما تجربه می‌کنن. ما نباید با ناآگاهی باهاشون مواجه بشیم. بیماری پروانه‌ای ها واگیر نداره و ژنتیکی هست. من توی این یکی دو روزی که دارم برای نوشتن این مطلب در مورد ای‌بی مطالعه می‌کنم متوجه شدم که در بین این پروانه‌ها آدم‌های موفق هم هست که تلاش کردن، درس خوندن به جایی رسیدن. فرق اونها با ما اینه که اونها جسم شکننده‌ای دارن. با برخورد ناصحیح و از روی ناآگاهی دل اونها رو نشکنیم!

سایت و اطلاعات بانکی خانهٔ ای‌بی:

سایت خانهٔ ای‌بی: www.eb-home.ir
بانک سینا – شعبه ملاصدرا – کد ۳۶۶
شماره حساب: ۱-۱۰۰۱۰۱۴۵-۸۱۶-۳۶۶
شماره کارت بانکی: ۶۳۹۳۴۶۱۰۲۳۸۴۰۹۴۷
شماره شبا: IR300590036681610010145001
به نام بنیاد امور بیماری های خاص(گروه حمایت از بیماران ای بی)

به امید روزی که بشر دستش به درمان این بیماریها هم برسه. ما امیدمون رو از دست نمی‌دیم.